تبلیغات
اقدام پژوهی شهرستان مرودشت - روش نگارش و تدوین مقالات علمی - پژوهشی

اقدام پژوهی شهرستان مرودشت
 
فردائی بهتر با پژوهش در آموزش و پرورش





Powered by WebGozar

--- < ----- ----- -----
دکتر قراملکی

تعریف پژوهش

پژوهش، فرایند پردازش اطلاعات است كه مهمترین ویژگی‌اش زایایی، باروری و تولید علم در تاریخ آن علم می‏باشد و دارای هویت جمعی است

 

 

 دکتر قراملکی

تعریف پژوهش

پژوهش، فرایند پردازش اطلاعات است كه مهمترین ویژگی‌اش زایایی، باروری و تولید علم در تاریخ آن علم می‏باشد و دارای هویت جمعی است.

آنچه در كتب و منابع یافت می‌شود داده‌هاست. پس از سنجش و گزینش، داده‌ها به اطلاعات تبدیل می‌شوند، با پردازش اطلاعات و تجزیه و تحلیل آنها در مقاله، تولید علم صورت می‌گیرد. پژوهش، فرایند تولید علم است برخلاف بسط اطلاعات دیگران كه توسعه است نه پژوهش. پژوهشگر مانند زنبور عسل است كه چیز جدید تولید می‌كند نه مثل مورچه كه فقط اطلاعات را جمع می‌كند.

شأن مقاله این است كه در مقیاس تاریخ آن علم، تولید علم كند. مقاله علمی پژوهشی، باید نوآوری داشته باشد و پیدا كردن حرف جدید در تاریخ یك علم كه قبلاً نبوده، كار دشواری است. این نوآوری فقط در نظریه‌پردازی نیست بلكه می‌تواند زبان جدید، روش جدید، مسأله جدید، تعریف جدید و... در تاریخ علم باشد. اگر جهت‌گیری مقاله ترویجی و اطلاع‌رسانی باشد، مجلات علمی پژوهشی آن را چاپ نمی‌كنند.

مراحل پژوهش

در پژوهش، آغاز كار، روبرو شدن با مشكل است. محقق باید با تاكتیك‌های خاصی، مشكل را به مسأله تبدیل كند. سپس فرضیه بدهد، آن را آزمایش كند و به این ترتیب، به یك نظریه برسد كه مسأله را حل كند. فرضیه، پاسخ اولیه محقق به مسأله است. البته روش آزمون در علوم مختلف، متفاوت است. اگر مشكل به مسأله تبدیل نشود یك فعالیت موضوع محور انجام خواهد شد در حالیكه پژوهش یك فعالیت مسأله محور است. در تحقیقات مسأله محور، امكان مغالطه كمتر خواهد بود. بنابراین مقالات بایستی جهت‌گیری مسأله محوری و پژوهشی داشته باشند.

ساختار مقالات علمی- پژوهشی

با فرض اینكه فیش‌ها و اطلاعات فراهم است، به توضیح ساختار مقاله می‌پردازیم. هر مقاله ساختاری دارد كه متشكل است از: عنوان، چكیده، طرح مسأله(مقدمه)، بدنه اصلی مقاله، نتیجه و منابع.

1. عنوان

عنوان مقاله بایستی اولاً تكراری نباشد؛ ثانیاً تطویل بلاضرورت نداشته باشد؛ ثالثاً ابهام و نارسایی نداشته باشد. و رابعاً خطابی یا شعرگونه نباشد. انتخاب عنوان مثل بسته بندی یك جنس خوب است كه اگر با ملاك‌های صحیح صورت نگیرد جنس هم ضایع می‌شود.

در عنوان نباید تعبیراتی همچون: "آشنایی با"، "نگاهی به"، "درآمدی بر" و امثال آنها آورده شود. عنوان باید مشیر به مسأله مورد تحقیق باشد. به عنوان نمونه اگر عنوان مقاله‌ای "تحقیقی درباره ایمان" باشد دو اشكال دارد: اولاً عبارت "تحقیقی درباره" نباید آورده شود زیرا استدراك می‌باشد. ثانیاً عنوان، مشیر به مسأله نیست. اما عناوینی همچون: "تحول‌پذیری ایمان" و "طلب ایمان از اهل ایمان" عناوین درستی هستند. در عنوان مقاله پژوهشی اصل بر اختصار است برخلاف مقالات آموزشی كه عنوان بایستی توصیف‌كننده باشد و اصل بر ایضاح است نه اختصار.

2. چكیده

چكیده مقاله، آمیزه‌ای از طرح موضوع و ضرورت موضوع است. چكیده باید آینه تمام‌نمای مقاله باشد. فلسفه آوردن چكیده، دو مطلب است:

1. چكیده مقاله در پایگاه‌های اطلاع‌رسانی اینترنت قرار می‌گیرد تا سایر محققان از حاصل تلاش نویسنده بهره‌مند و مطلع گردند.

2. چكیده، محتوای مقاله را در اختیار خواننده قرار می‌دهد تا وی تصمیم بگیرد كه مقاله را بخواند یا نه. به لحاظ اخلاق حرفه‌ای نباید وقت خواننده بی‌جهت تلف شود.

چكیده‌نویسی مهارت می‌خواهد و در آن بایستی به چند پرسش پاسخ داده شده باشد: اول اینكه مسأله‌ام چیست؟ دوم اینكه چرا طرحش كرده‌ام؟ سوم اینكه چه نظریاتی در این زمینه وجود دارد؟ و چهارم من به چه نظریه‌ای رسیده‌ام؟ چكیده باید نظر جامع را نشان دهد، نظریات رد شده و علت رد شدنشان را به خواننده ارائه كند.

ادبیات چكیده، همان ادبیات مقاله است. چكیده نباید گزارش یا فهرست باشد و در آن ارجاع نمی‌دهند، مثال نمی‌زنند. چكیده در حدّ یك یا دو پاراگراف و تقریباً 75 كلمه (5+75كلمه) است. چكیده را بعد از آنكه مقاله تكمیل شد می‌نویسند.

3. كلیدواژه

مقاله برخلاف كتاب، فهرست ندارد. كلیدواژه به جای فهرست است، كلیدواژه، كلید است از جنس واژه، نه واژه‌های كلیدی. نویسنده باید مباحث مهم خود را به صورت تك‌واژه جستجو كند و به صورت كلیدواژه نشان دهد. تعداد كلیدواژه‌ها حدود 6 كلمه (1+6كلمه) است.

4. طرح مسأله(مقدمه)

واجب‌ترین عنصر در مقاله، طرح مسأله است. اگر طرح مسأله با مهارت صورت گیرد باعث می‌شود نویسنده از این شاخه به آن شاخه نپرد و به حواشی نپردازد. چهار مطلب را باید در طرح مسأله مطرح نمود:

1. مسأله پژوهش حاضر چیست. مسأله را تعریف می‌كنید و اگر مشتمل بر مسائل ریزتر است ذكر می‌نمایید. هر چه دقیق‌تر، بهتر؛ مثلاً در مورد مقاله "طلب ایمان از اهل ایمان" مسأله به این شكل طرح می‌شود: خداوند در آیه 136 سوره نساء مؤمنان را مخاطب خود قرار داده و ایمان آوردن را از آنها طلب می‌فرماید. در این آیه شریفه از طرفی خطاب به كسانی است كه متلبس به ایمانند: (یا ایها الذین آمنوا) از سوی دیگر، از آنها می‌خواهد كه ایمان بیاورند: (آمِنوا) مفهومش این است كه مؤمنان ایمان ندارند. در حقیقت در این آیه اجتماع سلب و ایجاب صورت پذیرفته است و این مسأله ماست.

چند تذكر

الف- مشكل و مسأله از یكدیگر متمایزند. عبور از مشكل به مسأله، همان طرح مسأله است كه تكنیك‌هایی دارد.

ب- باید مسأله طرح شود نه مسأله‌نما (مسأله كاذب). به عنوان نمونه، سؤال از اینكه خدا قبل از آفرینش جهان چه می‌كرده است؟ مسأله‌نماست نه مسأله زیرا قبل از آفرینش، زمان وجود نداشته است به عبارت دیگر باید بگوییم قبل از زمانی كه زمان وجود نداشته است خدا چه می‌كرده است؟ كه این مسأله‌ای كاذب است.

ج- در طرح مسأله باید توجه كنید كه آیا با مسأله روبرو هستید یا مبانی تا مبانی را داخل مسأله ننمایید. مثلاً در مقاله "علوم مورد نیاز اجتهاد" نباید به مباحثی همچون اجتهاد چیست؟ تقلید چیست؟ شرایط اجتهاد و سایر مبادی تصوریه و تصدیقیه به صورت مفصل پرداخته شود بلكه این مطالب را باید مختصر مطرح و به پی‌نوشت ارجاع داد.

د- مسأله نباید القاءكننده باشد. به عنوان نمونه نباید مطرح شود كه: چرا جوانان، بی‌دین شده‌اند؟ این مطلب القاءكننده است. زیرا قبل از آنكه مطلب اثبات شود به شكل مسأله طرح شده است. القاء عبارت است از جستجو از علت بدون اثبات و توصیف دقیق مطلب.

ه‍- با طناب پوسیده "یا" نبایستی مسأله طرح شود. متأسفانه غالب مقالات ضعیف این گونه‌اند. مثلاًَ: اگر عنوان مقاله‌ای "حق یا تكلیف"، باشد دچار بن‏بست موهوم "یا" می‌باشد یعنی در حالی كه منع جمعی وجود ندارد اما ایهام مانعهالجمع بودن را به وجود می‌آورد. عناوین "علم یا ثروت"، "علم یا دین"، "دین یا آزادی" نیز چنین هستند.

2. در پاراگراف دوم طرح مسأله، پیشینه و ضرورت مسأله مطرح و نوآوری آن را منعكس می‌كنند.

3. پاراگراف سوم مشتمل بر روش مطالعه، فرضیه و پیش‌فرض‌هاست. مثلاً روش مطالعه روش تجربی است یا تاریخی یا تطبیقی یا درون‌دینی یا ... اگر پیش‌فرض‌ها مفصل هستند، بعد از طرح، باید اولین عنوان فرعی را عبارت "پیش‌فرض‌ها" قرار دهید.

4. در طرح مسأله، باید ساختار مقاله مشخص شود اینكه مقاله چند بخش یا فصل دارد. طرح مسأله، كاری را كه صورت خواهد پذیرفت تبیین می‌كند برخلاف چكیده كه كار انجام شده را بیان می‌كند.

5. بدنه اصلی مقاله

بدنه اصلی مقاله شامل مباحثی است كه تلاش می‌كند فرضیه شما را به كرسی بنشاند، نظریات رقیب را نقد و نظریه خود را به خوبی مستدل كند. در مورد عناوین بدنه اصلی، چند نكته مهم است:

1. عنوان سرگردان نداشته باشید؛ معلوم شود هر عنوان زیرمجموعه كدام عنوان است، در عرض عنوان قبلی است یا زیرمجموعه او.

2. پیش‌فرض‌ها باید مطرح شوند همچنین به فرضیه‌های رقیب یعنی پاسخ‌هایی كه تاكنون به مسأله مقاله داده شده پرداخته شود.

3. فرضیه نویسنده مطرح و اثبات گردد.

4. اشكالات احتمالی كه می‌تواند بر مقاله وارد شود مطرح و پاسخ داده شود.

6. نتیجه

نتیجه، جوابی است كه به مسأله داده‌ایم. در نتیجه، مقدمه چینی، ارجاع و دلیل را نمی‌آوریم. برخی داورها نخست به سراغ چكیده و نتیجه و سپس به سراغ بدنه اصلی مقاله می‌روند.

7. تقدیر و تشكر

در صورت نیاز به تقدیر و تشكر از افراد یا مؤسسات، این عمل در پایان مقاله قبل از منابع و مآخذ آورده می‌شود.

8. منابع و مآخذ

دو روش منبع‌نگاری وجود دارد اولی روش ویرتیش است كه ارجاعات را در پی‌نوشت و دیگری روش هاروارد كه ارجاعات را در درون متن می‌دهد.

معیارهای داوری داوران

داورها و ارزیاب‌ها چه معیارهایی را در رد یا قبول مقاله دخالت می‌دهند:

1. اولویت مسأله: كه مسأله مقاله دارای اولویت یا اهمیت است یا نه؟ این اهمیت از چند جهت است:

الف- به روز بودن و مبتلا به بودن. ب- جهت‌گیری تاریخی یا تطبیقی داشتن. ج- پاسخگوی خلأهای معرفتی بودن مثلاً مقاله‏ای كه مبانی ابن‌جوزی را در "موضوع انگاری حدیث" از كتاب "الموضوعات" ارائه دهد، یك رخنه معرفتی را پر نموده است. مهم بودن اینگونه مقالات به خاطر آنست كه با شناخت مبانی آن اندیشمند، راه برای نقد وی باز و هموار می‌گردد. د- پاسخگوی نیازهای اجتماعی و جهانی؛ مثلاً اخلاق جهانی را طرح كند؛ به عنوان نمونه: "خیر برای همه".

2. استاندارد بودن عنوان: در مبحث "عنوان مقاله" به این مطلب پرداخته شد.

3. حساسیت داورها به رخنه‌ها و خطاهای منطقی: مهم نیست چه حرفی می‌زنید. مهم این است كه دلیل، دلیلی درست، صلاحیت‌دار و كافی باشد.

4. عدم تعصب نویسنده.

5. متناسب بودن روش با مسأله: هر مسأله‌ای روش خاص خود را می‌طلبد. اگر مسأله تاریخی است باید به روش خاص تحلیلگر تاریخی، مسأله طرح و حل گردد.

6. غنا و عمق تحلیل: تحلیل بایستی غنی و ژرف باشد و نیز حضور نویسنده و تحلیلگر به چشم بیاید. به عبارت دیگر، سرتاسر مقاله "قال" و "یقول" نباشد بلكه به نحو چشمگیر "اقول" هم داشته باشد.

7. ناروا نبودن تعمیم‌ها: تعمیم ناروا از مصادیق خطای منطقی است. نمی‌توان با ذكر یكی دو مورد، مطلب را به همه موارد تعمیم داد.

8. به كار نبردن اصطلاحات غیرفنی: باید فرق بین اصطلاحات دقیقاً روشن باشد مثلاً در یك مقاله فقهی فرق "عام و مطلق" دقیقاً برای نویسنده مشخص باشد.

9. زبان خطابی نداشتن: زبان مقاله باید دقیق و مطابق با همان رشته علمی باشد.

10. عدم كلی‌گویی: ادعاهای گزاف با عباراتی چون: "گفته شده"، "می‌گویند" اشتباه است. بایستی گوینده سخن معین و مشخص باشد.

11. عدم فقر منابع" مصادیق فقر منابع عبارتست از: الف- فقدان منابع ب- استفاده از منابع دست چندم ج- فقدان منابع به روز د- استفاده از منابع غیرمعتبر ه‍- سوء استفاده از منابع به عبارت دیگر لشكركشی منابع نباشد یعنی هدف نباید تكثیر بدون جهت منابع باشد.

تذكر: در مورد مراجعه به اینترنت، در مقام نقد، به هر سایتی می‌توانید ارجاع دهید. و نیز به برخی سایت‌های آكادمیك (مراكز پژوهشی و آماری و... ) می‌توان ارجاع داد.

12. عدم جهت‌گیری‌های تجویزی توأم با ارزش داوری: لحن مقاله نباید بر اساس "باید و نباید" باشد بلكه باید بر اساس "هست و نیست" باشد. مثلاً باید بگوییم انبیاء معصوم هستند و دلایلش ذكر گردد نه اینكه انبیاء باید معصوم باشند.

چند تذكر:

1. در مقالات پژوهشی، تعبیراتی مثل: "البته روشن است كه" به كار نرود. زیرا اصل بر اختصار است.

2. در متن مقاله، یا نام صاحب اثر را بنویسید یا عنوان مختصر كتاب را. مشخصات كاملش را در بخش منابع بیاورید نه در متن مقاله.

3. مقاله فارسی باید تا آنجا كه ممكن است با عربی مخلوط نشود. البته اگر بحث بر سر یك جمله عربی است، آن را مختصراً می‌آوریم.

4. نو بودن مقاله تنها به نو بودن مسأله نیست. اگر مطالعه نظام‌مندی در مورد مطلبی صورت نگرفته، چنین مطالعه‌ای می‌تواند نو باشد.

5. در مقاله بهتر است نقل قول، غیرمستقیم و چكیده باشد؛ مگر آنكه یك قول، خودش محل نزاع باشد. در این صورت عین عبارت نقل شود.

6. عنوان مقاله می‌تواند پرسش یا شبه جمله باشد.

7. مقاله نباید طوری باشد كه نویسنده، متهم به بی‌خبری بشود، لذا منابع جدید باید دیده شوند.

8. در بررسی‌های تطبیقی، لازم است خط‌كشی شود؛ مثلاً فقه و حقوق خلط نگردند.

9. چند مسأله را در یك مقاله طرح نكنید زیرا حق هیچكدام ادا نخواهد شد بهتر است یك مسأله به صورت عمیق بررسی گردد.

10. به شرطی می‌شود به رساله‌ها و پایان‌نامه‌ها ارجاع داد كه توصیف و تصویر یك كتاب مهم و یا نقد باشند.

11. بدون نقشه اولیه، مقاله ننویسید. یعنی ساختار را قبلاً در ذهن یا روی كاغذ بیاورید. به چند سؤال پاسخ دهید: 1. دنبال چه هستم؟ 2. نوآوری‌ام چیست؟ 3. از كجا به كجا می‌خواهم بروم؟

12. كار گروهی انجام دهید (حداقل دو نفر).

13. قبل از فرستادن مقاله به مجله، آن را ویراستاری علمی و ادبی كنید یا دست كم به نقد عده‌ای برسانید.

14. حتماً تشكیل پرونده علمی بدهید: شناسایی منابع، نقد منابع و اعتبارسنجی، جمع‌آوری آنها به ترتیب تاریخی منابع.

15. مقاله را به هر مجله‌ای كه می‌فرستید استاندارد آن را از نظر شكلی و روش ارجاع تقلید كنید.

16. فیش‌برداری باید بهره‌وری را افزایش دهد نه اینكه مانع باشد. فیش‌برداری باید دو چیز را فراهم كند: 1. تمركز ذهنی را افزایش دهد. 2. زمان را كاهش دهد.

17. مقوم پژوهش حجم مقاله یا حجم ارجاعات نیست. مهم این است كه مطالب و ارجاعات معیوب نباشند. مقوم مقاله پژوهشی، نوآوری است.

راهكارهای یافتن سوژه

با آوردن نمونه‌ای، روشن می‌شود كه چگونه می‌توان سوژه به دست آورد. موضوعی داریم به نام "ایمان". مسائل مربوط به آن عبارتند از: 1. حقیقت یا مقومات یا اركان ایمان 2. نسبت ایمان با عمل 3. نسبت ایمان با معرفت 4. نسبت ایمان با عواطف روانی (مثل سلامت روانی، افسردگی و...) 5. فرآیند پیدایش ایمان در فرد 6. تحول‌پذیری ایمان 7. گونه‌های ایمان 8. اشتدادپذیری ایمان(یا مراتب ایمان) 9. ایمان در ادیان یا مذاهب مختلف. این نُه مسأله را در پنج محور ذیل ضرب كنید: 1. تصویر قرآنی هر كدام از مسائل نه گانه یادشده. 2. دیدگاه یك متكلم مثل خواجه طوسی درباره این مسائل. 3. بررسی تطبیقی دیدگاه یك مفسر با یك متكلم درباره هر یك از مسائل مذكور. 4. دیدگاه مولوی در مثنوی درباره این مسائل. 5. دیدگاه یك فیلسوف مثل ملاصدرا یا شهید مطهری درباره مسائل یاد شده.

تذكر: بررسی تطبیقی می‌تواند مقایسه درون‏دینی با برون‏دینی یا مقایسه درون با درون، یا بیرون با بیرون باشد. مثلاً ایمان نزد علامه طباطبایی و آلپور یا نظر فلاسفه غرب و نظرات مولوی از موارد مقایسه درون‌دینی با برون دینی می‌باشد.

با این ضرب كردن، صدها مسأله پیدا می‌شود، پس پیدا كردن سوژه‌‌ها كار سختی نیست. كافی است از ذهن موضوع محورانه بیرون بیاییم. هر چه میزان مطالعه بیشتر و ذهن از اطلاعات انباشته‌تر باشد، امكان این خروج بیشتر خواهد بود.



ادامه مطلب

طبقه بندی: مقالات، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 5 فروردین 1389 توسط دانشمندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک  
قالب وبلاگ